پارسا و جشنواره

دیشب من و پارسا تصمیم گرفتیم با لگوهاش یه شکلی شبیه متن" نی نی وبلاگ " درست کنیم و در جشنواره شرکت کنیم.
وقتی به پارسا گفتم بدو بدو رفت به قول خودش" آجور"هاشو آورد.
من هم هرچی وسیله تزیینی واسه تولد تو خونه داشتم آوردم و شروع کردیم به بازی و تهیه کاردستی برای نوشتن نی نی وبلاگ.
پارسا هم یک کم با آجرهاش و یک کم با شرشره های تزیینی بازی می کرد و حسابی سرش گرم شده بود.
البته نا گفته نمونه که همین که کارم تموم می شد و می خواستم عکس بگیرم این یدونه ما می رفت و آجرهاشو جمع می کرد و می گفت: "منــه" یعنی مال منه .
خلاصه با کمی کشمکش راضیش می کردم و دوباره شروع می کردم به ساختن تا اینکه بالاخره موفق شدم و از کار آماده شده سریع عکس گرفتم تا دوباره حس مالکیتش گل نکرد و کارم رو خراب نکرد.



پارسا و جشنواره
